سلطان محمد ميرزا قاجار
377
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
بودند . يكى از آنها سه سال ، ديگرى شش سال نوبه كرد . هردو بههمين مرض مردند . وجه تسميهء آن آب به مهمانكش اين است كه هروقت محصلى نابلد و نديده از جانب حكام به اين ولايت مأمور گردد از آب اين چشمه به او بخورانند . شنيدم كه اگر كسى گوشت خورده باشد و از اين آب بياشامد به مرض اسهال مبتلا گردد . تجربه نكردم . قدرى از اين آب را بهجهت امتحان در ديگى كرده ، جوشانيديم ، اول به قدر گردو و فندق ، آخر به قدر نخودهاى درشت و ريزه گچ بسته شد تا آب تمام گچ شد . انجوجك « 40 » زياد از اين كوهستان و جنگل به اطراف مىبرند . انواع ميوهها در اين جنگل يافت مىشود ، خاصه انگور . [ 253 ب ] حيف از اين ملك كه در دست اين طايفهء دزد بىسروپا خراب و مهجور مانده است . و اما حالت خلق اصفهان بسيار فطن و هوشيار [ ند ] . از هرصنف مردم در هركارى كه اقدام نمايند كامل شوند . هميشه از سلسلهء علما و عرفا در اين ملك هستند . بسيار متعارف و بقاعده راهرو ، به حسب صورت متوسط ، اگر صورت خوبى بههم برسد خيلى خوب مىشود . در ميان زنها خوش صورت زياده از مردشان بههم مىرسد . همه لطيفهگو [ هستند ] . الواط آن شهر هم در مرتبهء خود سرآمد لوطيهاى بلاد ديگرند . دهاقين و فلاحش بسيار زحمتكش و كاركن [ هستند ] . به هرجهت از جميع ولايات ايران بهتر است . دريغ كه به قدر قابليت خود آبادى ندارد . خداوند به حرمت خاصان درگاهش خلعت [ 254 آ ] آبادى بر اين ملك بپوشاند . يادى از سفر گذشته بهنظرم چنين آمد كه بعضى از جاهايى كه به كاشان نزديك است و سابقا ديده بودم مختصرا ذكرى از آنها شود .
--> ( 40 ) . انچوچك : درختى از تيرهء گل سرخيان كه در ايران در جنگلهاى خشك فارس و كوههاى بختيارى و لرستان وجود دارد . ( فرهنگ معين ، ج 1 ) .